December 1، 2008

ف.ا.ح.ش.ه ها هم شریف هستند

فکر کنم اگر یک روز بخواهم کمپینی برای حمایت از "ف.ا.ح.ش.ه" ها راه بیاندازم، فوق فوقش بتوانم صد نفر آدم را جمع کنم که موافق من باشند. احتمالا با هر کسی که حرف بزنم و اسم "ف.ا.ح.ش.ه" را بشنود، اول کلی اخ و ایش و پیف میکند و باقی حرف را هم گوش نمیدهد. اما من "ف.ا.ح.ش.ه" ها را دوست دارم. نه بخاطر نوع سرویسی که به مردها میدهند... به خاطر اینکه آدمهای خوبی هستند ولی ما فکر میکنیم که عین نجاستند. درست مثل "مرده شورها"... آنها هم آدمهای خوبی هستند اما حتی اسم شغلشان هم یک جورهایی فحش محسوب میشود .خوب که فکرش را بکنید میبینید این جور مشاغل قربانی تفکرات خرافی و قدیمی هستند که هیچ کس ت*م به روز رسانی آنها را نداشته است. مگر نه اینکه کار عار نیست؟خوب اینها هم زحمتکشند. از روح و جسم و خودشان مایه میگذارند تاگذران زندگی کنند. فکرش را که بکنید، میبینید کار آنها از خیلی مشاغل دیگر، با شرافت تر است. مثلا سیاستمدارها و رئیس جمهور ها شریف تر از "ف.ا.ح.ش.ه" ها هستند؟ به نظر من قابل قیاس هم نیستند. مثلا قرار است "پینوشه" با شرف تر از ر.وس.پ.ی سر کوچه ما باشد؟عمرا!... دایره ضرر و زیان ف.ا.ح.ش.ه محدود به روح و جسم خودش است. تازه بهتر که فکر کنید میبینید که "ف.ا.ح.ش.ه" ها کارشان خیلی هم مفید است. مثلا در کشور عزیز خود ما ... اینهمه "ا.س.پ.ر.م" سرگردان و مجرد، از سر و کول ملت بالا میرود. بعضی ها شان نیاز دارند که یک جایی تخلیه شوند. اگر این جماعت نبودند که "آن یک جا" میشد خواهر و مادر ملت و چه کسی از ترس تجاوز، شب میتوانست بخوابد؟ اما با وجود ر.و.س.پ.ی ها، آن مرد ننه مرده ای که آمپرش دارد آمپردونی او را پاره میکند، با بهایی که الحق خیلی کمتر از تسخیر جان یک نفر است، موقتا انرژی اش را خالی میکند. نه آشوبی نه تجاوزی نه دل شکستنی و نه هیچ پیامد دیگری... جز اینکه یک فشار دیگر به قلب آن ف.ا.ح.ش.ه آمده و او هم همه این ها را دفن میکند.

ببینید ...تو را بخدا برای من حدیث و آیه نیاورید که من هم ،حداقل به اندازه شما آنها را میدانم و از حفظم. یک جور دیگر به قضیه نگاه کنید. ما در دین خودمان یک "پیچ کالیبراسیون " داریم که اسمش را گذاشته اند احکام ثانویه... همان احکامی که دین را فراخور زمانه میکنند. یک پیش بینی هوشمندانه از شارع ... هزار سال پیش سن ازدواج حدودا مقارن با باز شدن چشم و گوش آدم ها بوده... شرایط و اتمسفر زندگی هم فرق میکرده... اصلا آدمها هم با امروز فرق میکرده اند. اما حالا که همه چیز عوض شده، بد نیست که تعریف این شغل را هم عوض کنیم. کمی از کراهتش کم کنیم و خلاصه احکام ثانویه را کمی فراخور روز و حالمان عوض کنیم.

ف.ا.ح.ش.ه بودن در کشور هایی مثل کشور خودمان، چیزی به خطرناکی کار در معدن است...نه... بیشتر از آن... کار میکنند، اما نه کارمند محسوب میشوند نه کارگر و نه هیچ چیز دیگر... هر مرد کثیفی، کثافتش را با او تقسیم میکند اما هیچ بیمه ای برایش چتر باز نمیکند. نه شرح شغل دارد، نه شرح وظایف ... هر دیلاغی میتواند هر کاری با او بکند...حتی عقده های سادیسمی خودش را یک شبه با همان ف.ا.ح.ش.ه میتواند تسکین دهد. کبودش کند یا برای یادگار، روی صورتش جای زخمی بگذارد... میخواهد برود شکایت کند؟ اول سر خودش بالای دار است...

خلاصه اینکه این قشر گمنام، درست مثل سپر جلوی ماشین حرمان ج.ن.س.ی هستند که هیچ راننده ای آنها را نمیبیند، اما اولین قربانی تصادف میشوند. دوستی داشتم که میگفت از روی قیافه آنها میشود فهمید که ف.ا.ح.ش.ه اند. نه بابت آرایششان...بابت فرم صورتشان... راست میگفت. آدم اگر به جای سه وعده غذا در روز، پانزده وعده بخورد، چاق و بد فرم و عجیب میشود با کلی بیماری جور واجور... همین قانون برای ر.و.س.پ.ی ها هم صادق است ...این لذتی که قرار است هفته ای یک بار اتفاق بیافتد، تبدیل به عذابی میشود که قرار است روزی چند بار تکرار شود... روح و جسم آدم را دفرمه میکند.. یک آینده مبهم و مه آلود ... یک سن محدود برای کار کردن که بعد از آن سن، فقط یک داغ بدکاره بودن روی پیشانیشان یادگار میماند. در هر حال همه آنها مثل همه دختران دیگر، باکره به دنیا آمده اند و زیبا بوده اند. اما امروز هیچ کس نمیپرسد چه کسی، این همه تغییر را برای آنها خلق کرده است؟ چه شد که اتیکت "خراب" بودن را به آنها چسباندند؟ نمیدانم چقدر توجیهم درست است ...اما من ر.و.س.پ.ی ها را دوست دارم.

بالاترین